![]() اندیمشکیم همین
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
ستین عشق
غربت واژه جوانان اندیمشک تيامی ابراهیم خدایی مندیر بهارون تاریخ و ادبیات لرستان تونه مي نويسم آوای شاهپور مسعود بختیاری*بهمن علاءالدين* درمورد زندگی بختیاری آسمانی غرق ستاره پرنیان هفت رنگ ممسنی اصـــــالــت بـخـتـیــــاری پایگاه خبری لرنا زلال چشم-مهسا مسيح انديمشك :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خلق لر
تک و تنیا منمه چی دار پیری شو قهار
در شب اول قهار (شب یلدا) رسم بوده که جوانها بر سر پشت بام همسایه ها می رفتند و دستمال بلندی مثل گلونی را از لب پشت بام آویزان میکردند شروع می کردن به خواندن این اشعار و صاحب آن خانه مقداری از تنقلات شب یلدا را سر دستمال آنها گره میزد و آنها دستمال را بالا میکشیدند
چله بوئیت و بچو وا یک رویم لُوِِِِ بون دُر بکیم گلونیمو کشمش بونن دِ سیمو امشو اول قهاره خیر دِ حونت بواره نون و پنیر و شیره کیخواه حونه نمیره امشو اول قهاره کت و گلونی و هاره نم نم بارو میواره صحاو حونه بیاره امشو اول قهاره بعد زمسو بهاره چی به کوچکه بیاره کرمت بیشماره
چله بوئیت و بچو وا یک رویم لُوِ بون = بچه ها ترانه شب چله را بخوانید و با هم برویم به لب پشت بام دُر = آویزان و هاره = پائین است چی به کوچکه = چیزی بده به بچه کوچیکه |+| نوشته شده توسط کر لر در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 23:31
|